| اطلاعات نادرست الهام به خبرنگاران در مورد درخواست نامزدهای معترض |
| |
|
|
خبر: غلامحسین الهام عضو شورای نگهبان و وزیر دادگستری در جمع خبرنگاران اطلاعات نادرستی در باره درخواست کاندیداها در بررسی تخلفات انتخاباتی ارائه داد که در نگاه خوش بینانه از عدم اطلاع وی حکایت می کند.
سه نامزد معترض به نحوه برگزاری انتخابات این شبهه را وارد کرده بودند که ممکن است به نام افرادی برگه رای صادر شده باشد که واقعا وجود ندارند ویا ممکن است به نام برخی رای دهندگان چندین رای به صندوق ریخته شده باشد . به همین دلیل پیشنهاد کرده بودند اسامی رای دهندگان که در ته برگ(ته سوش) ثبت شده است استخراج و با اسامی موجود در سازمان ثبت احوال تطبیق داده شود. به این ترتیب مشخص می شد که آیا همه افرادی که در انتخابات شرکت کرده اند واقعا وجود داشته اند یا خیر؟ علاوه بر آن مشخص می شد یک نفر فقط یک رای داده یا بیشتر؟
غلامحسین الهام این درخواست بسیار ساده و منطقی را مغایر با مخفی بودن رای دانست! و گفت: باید توجه داشت که هیچ فردی برای استفاده از حق قانونی اش مورد شماتت قرار نمی گیرد به همین دلیل رای افراد مخفی است اما برخی می گویند لیست رای دهندگان را با مشخصات افراد در ثبت احوال تطبیق دهید که این به معنای علنی کردن رای و توهین به مردم است.
روشن است که معترضان قصد دیدن و کنترل برگ رای را نداشته اند بلکه فقط می خواسته اند ته برگ ها را کنترل کنند.
به نظر می رسد این اشتباه الهام در خوش بینانه ترین حالت، ناشی از عدم درک درست درخواست معترضان باشد که در این صورت نظارت وی به عنوان عضو شورای نگهبان بر انتخابات می تواند بطور جدی زیر سوال برود.
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 13:40  توسط اردبیلی
|
| آیت الله صانعی: اعترافات متهمین زندانی از نظر شرعي و قانوني هيچ ارزشي ندارد |
| |
|
|
آیت الله صانعی العظمی با صدور بیانیه ای اعلام کرد به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم گردد.
متن بیانیه جدید آیت الله صانعی به شرح ذیل است:
بسمه تعالي
«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»
ملت عزيز و شريف ايران اسلامي در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».
و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.
در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.
يوسف صانعي 12/4/1388 10رجب المرجب1430
|
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:35  توسط اردبیلی
|
| جنتي با اعلام خبر پخش احتمالي اعترافات بازداشت شدگان اخير: انتخابات واقعاَ سالم بود |
| |
|
|
امام جمعه موقت تهران از پخش احتمالي اعترافات بازداشت شدگان تحولات اخير خبر داد و گفت: از افراد دستگير شده كمكم اعترافات هم گرفته ميشود و در صورت صلاح ديد مسوولان بخشي از آن به اطلاع مردم خواهد رسيد. به گزارش خبرنگارايلنا، آيتالله احمد جنتي در خطبه دوم نماز جمعه تهران با تقدير و تشكر از مردم به خاطر حضور در انتخابات رياست جمهوري گفت: در حالي كه دشمن زمزمههايي ميكرد تا حضور مردم را در انتخابات كم كند، شما با حضور گسترده در داخل و خارج كشور دوستان را شاد و دشمنان را نااميد كردهايد. وي با قدداني از همه كساني كه در حماسه انتخابات نقش داشتند به خصوص رهبري، دستگاههاي امنيتي و انتظامي، بسيج و صدا و سيما تصريح كرد: انتخابات تمام شد و مردم ما هم خوشحال؛ اما گويا دشمن اين خوشحالي را نپسنديد و تلاش كرد تا زهري را در كام مردم بريزد و تلخي آن شيريني انتخابات را بپوشاند كه بر اساس اطلاعات موجود از قبل انقلاب مخملي را پيشبيني كرده بودند. امام جمعه موقت تهران ادامه داد: اسفندماه گذشته در يكي از سايتهاي اينترنتي وابسته به وزارت خارجه انگليس پيشبيني شده بود كه در ماه ژوئن احتمال دارد پس از انتخابات شورشهايي رخ دهد و لذا به اتباعشان توصيه كرده بودند در مكانهاي عمومي حضور نيابند و اينها دم خروسهايي است كه توسط خود آنها بيرون ميآيد. جنتي با بيان اينكه افرادي از وابستگان آنها در همين رابطه دستگير شدند كه طبعاَ اعتراف هم ميكنند، تصريح كرد: مساله بالاتر از اينهاست و مسلماَ آنها بيكار نمينشينند زيرا باورشان نميشد كه اين قضايا ادامه پيدا نكند و در كشور آرامش برقرار شود. دبير شوراي نگهبان با اشاره به اين سخن رهبري كه مشكل دشمنان در آنجاست كه مردم ما را نشناختهاند، خاطر نشان كرد: اينها همان مردمي هستند كه پيش از انقلاب هزاران شهيد دادند و نشستند و پس از انقلاب هم عليرغم تمام فعاليتهاي منافقين اين روند ادامه يافت و نظام هم تكان نخورد و لذا دشمنان ديدند كه اين كارها به نفعشان تمام نشد و ضربهاي به نظام وارد نيامد زيرا مردم پشتيبان آن هستند. جنتي ادامه داد: در اين شرايط آنها انتظار دارند اينجا مانند اكراين و گرجستان شود و حكومت دلخواه خود را روي كار بياورند كه نشان ميدهد واقعاَ حماقت آنها مرزي ندارد. امام جمعه موقت تهران در ادامه خاطرنشان كرد: در اين مدت عدهاي شورش كردند، به خيابانها ريختند و به مردم ضررهاي مالي،حيثيتي و جاني زدند و در مقابل نيروهاي انتظامي و بسيج هم تمام تلاش خود را كردند تا ضررهاي وارده به مردم كم شود كه در اين راه شهيد هم دادند و جاي غصه است. دبير شوراي نگهبان با طرح اين سوالات كه عاملان اين شورشها چه ميخواستند؟ آيا كارهاي آنها جز بيقانوني و هرج و مرج معناي ديگري دارد، مگر كشور قانون ندارد. مگر اصلي براي ابطال انتخابات وجود ندارد و مگر تابحال انتخاباتي در كشور انجام نشده است،تصريح كرد: در همه انتخابات شكايتي وجود داشته و اقدام مناسب هم انجام شده است و گاهياوقات به ابطال هم كشيده شده است و ما بايد توجه داشته باشيم مملكت ما قانون و وليفقيه دارد كه هر جا گرهاي باز نميشود دست تواناي او آن را باز ميكند. جنتي خطاب به معترضان گفت: دنبال چه چيزي ميگرديد و آيا اين كارها جز اينكه قانون، هيات معتمد شوراي نگهبان،وزارت اطلاعات را قبول نداريد معناي ديگري دارد؟ دبير شوراي نگهبان با بيان اينكه از هر گروهي براي وارد كردن خدشه در انتخابات استفاده شد گفت: در يكي از شهرها به امام جمعه خبر داده بودند كه تعرفه راي كم آمده و مردم در صفوف رايگيري معطل ماندند اما وقتي وي با فرماندار آن شهر تماس گرفت متوجه شد كه اين مطلب صحت ندارد و آيا اين كارها به اين معنا نيست كه نظام را قبول نداريم؟ جنتي تاكيد كرد: اگر هيچكدام از نهادها را قبول نداشته باشيم به اين معناست كه فقط خودمان را قبول داريم و اين كار معنايي جز ديكتاتوري ندارد كه آيا مساوي با تقابل نظام و ضد نظام نيست؟ امام جمعه موقت تهران با بيان اينكه از افراد دستگير شده كمكم اعترافات هم گرفته ميشود ودر صورت صلاحديد مسوولان بخشي از آن به اطلاع مردم خواهد رسيد، گفت: از قبل برنامهريزي شده بود كه نتيجه انتخابات به سود هر كس تمام شود در كشور شلوغي ايجاد شود و چنين اقداماتي كه اموال عمومي به آتش كشيده شود جز اينكه دشمن كف بزند نتيجه ديگري ندارد. وي با اشاره به اينكه ما از اول گفتهايم هر كاري كه دشمن از آن دفاع كرد به ضرر ما و هر كاري كه با آن مخالفت كرد به نفع ماست، هشدار داد: به دشمنان و آشوبگران ميگويم اگر همه شما هم دست به دست هم بدهيد همين اعتكاف و آه و نالههاي مردم به قوت خود باقي ميماند و جز شرمساري هيچ خاصيتي براي شما نخواهد داشت. دبير شوراي نگهبان با بيان اينكه حداكثر بررسي در مورد شكايتها صورت گرفت و در اقدام بيسابقه مدت بررسي با موافقت رهبري تمديد شد، تاكيد كرد: ما هر كاري توانستيم انجام داديم و انتخابات واقعاَ انتخابات سالمي بود كه هيچ اشكالي نداشت و در 10 درصد آرا هم شمارش شد اختلاف ناچيزي وجود داشت. امام جمعه موقت تهران با اشاره به اينكه ما مسلمان شيعه هستيم و در نظام جمهوري اسلامي زندگي ميكنيم كه هزاران شهيد داده و خسارات زيادي را تحمل كرده است، خاطر نشان كرد: ما با هم برادر هستيم و نبايد آن را بر هم زنيم و كسي كه وحدت مردم را بر هم بزند در حق نظام جمهوري اسلامي خيانت كرده است. وي خطاب به مردم گفت: وحدت به ارزاني به دست نيامده و چشم دنيا هم به ما است و بايد براي آنها الگو باشيم؛ حالا بايد دست هم را ببوسيم و در كنار هم در نماز جمعه و جماعات شركت كنيم زيرا اين برادري خيلي ارزش دارد. جنتي در پايان با بيان اينكه در هفتههاي اخير غيبت، دروغ، تهمت، فحاشي و بدزباني در كنار خسارات مالي و جاني فراوان، رخ داد اظهار داشت: كساني كه در اين موارد مقصر بودهاند و مرتكب آنها شدهاند در ماه رجب و رمضان توبه كنند و واي به حال آنها اگر با اين گناهان وارد قيامت شوند. |
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:33  توسط اردبیلی
|
|
|
|
|
اعتماد-ثمينا رستگاري: در اين روزهايي که اميد و نااميدي با هم توام اند، در اين لحظاتي که ما در حال تجربه متناقض ترين احساسات بشري هستيم، در اين عميق ترين لحظه هاي تاريخ که ما ايستاده ايم نشستن و گفت وگو درباره گذشته شايد بي معني باشد اما اگر آن گذشته تنها چاره ما براي سخن گفتن درباره امروز باشد از آن گريزي نيست. برگزار نشدن مراسم سالگرد شريعتي بهانه ما براي گفت وگو با احسان است که اين روزها وجودش پر از اميد است.
---
-امسال همايشي براي بزرگداشت شريعتي برگزار نشد. آيا به دليل پيش بيني عدم امنيت سالن چنين تصميمي گرفتيد يا فکر مي کرديد حرف زدن درباره شريعتي در چنين فضايي موضوعيت ندارد؟
امسال قرار بود سي ودومين سالگرد دکتر درباره «نوگرايي و بنيادگرايي» در حسينيه ارشاد برگزار شود، من هم يکي از سخنران ها بودم و موضوع صحبتم تداوم راه شريعتي پس از او بود و طرح اين پرسش که چرا اين «تداوم» به صورت مطلوب عملي نشد يا چرا پروژه شريعتي که تداوم يک طرح پس از سيدجمال و اقبال بود، تحقق نيافت؟ و پاسخ آنکه خلاف تصور رايج، هرچند به ظاهر تداوم گراني در قد و قامت شريعتي در طرح اصلاحگري و پروژه دين پيرايي (رفرماسيون) ظهور نکردند، اما نسلي از روشنفکران و تلاشگران با بذل جان و جواني خويش در اين راه گام نهادند و امروزه طيفي از کادرهاي ارجمند تداوم گر راه شريعتي در جامعه حضور دارند. و اين رسالت مهم را ديگر نبايد فقط در چهره هاي منفرد جست وجو کرد. و نيز اينکه شريعتي به عنوان يک چهره فرهنگي که ادبياتش در انقلاب ايران منتشر و شناخته شده، به عنوان «راه» يا «خط مشي» اجتماعي هنوز درست شناخته نشده است. خود ما که شريعتي را به عنوان يک راه مي فهميديم و تعقيب مي کرديم به شرايط انقلاب 57 برخورديم و اين شرايط و حوادث بعد از آن جوي را به وجود آورد که مانع تداوم اين راه شد و اتفاقاً چون مشابه شرايط امروز است روي همين نکته مي توان ايستاد و لختي درنگ کرد. در همين چند هفته ديديم چگونه در جو پسا- انتخاباتي پيش آمده بزرگداشت مرسوم هرساله شريعتي معلق و معوق شد،و اين شرايط خود، مورد و موقع مناسبي براي طرح اين پرسش است که تداوم راه شريعتي يا طرح نوانديشي مذهبي و ملي ما با چه محدوديت ها و موانع بيروني روبه رو بوده است. همچنين بسياري از مضامين فکري شريعتي را هم از نظر محتوايي و هم به لحاظ شرايط واقعي مادي، مي توان در همين صحنه آزمود.اگر طرح مورد نظر شريعتي را به عنوان يک پروژه اجتماعي- فرهنگي يعني همان نوزايي تمدني و دين- پيرايي تاريخي (رنسانس و رفرماسيون) در نظر بگيريم، در برابر او پروژه ديگري پس از انقلاب قوت گرفت که هرچند هنوز اسم مناسب خودي را پيدا نکرده، در غرب آن را نوعي بنيادگرايي مي خوانند. در دوره انقلاب پديده يي به وجود آمد که پيش از آن حتي مي توان گفت در آثار خود شريعتي هم به صورت موجود غايب بود. در آثار دکتر «تشيع صفوي» مشخصاتي دارد که با اسلام طالباني و اسلام تحجر نوظهور صددرصد همخوان نيست. تشيع صفوي نوعي تشيع سازش و انفعال بود که به دليل مناسباتش با سلطنت پس از صفويه تا قاجار، مورد نقد شريعتي قرار گرفته بود. ولي پس از انقلاب جرياني به وجود آمد که بخش هايي از ادبيات اسلام انقلابي را هم به کار مي برد و ترکيبي از گرايشات مختلف مي نمود که از ادبيات همه گرايشات فکري استفاده مي کرد و همه را کنار مي گذاشت. اين پديده بدين نحو در آثار شريعتي پيش بيني نشده بود. او از اسلام انقلابي در برابر خلافت هاي اسلامي سخن مي گفت. در نتيجه اگر ادبيات شريعتي در برآمدن انقلاب موثر بود، در خروجي نظام برآمده از آن خيزش به حاشيه رانده شد. به تعبير برخي از انديشمندان نظام، انديشه آن معلم بيشتر به درد «تخريب» مي خورد تا «تاسيس»،پس مساله نخست رشد تفکري رقيب در برابر نوانديشي ديني بود. سپس حوادث و شرايط سياسي بود که مانع از اين مي شد که پيروان راه شريعتي بتوانند راه فرهنگي عميق و بلندمدت خود را در جامعه پي گيرند و تبعات چنين شرايط نامساعد بيروني بر ايشان تحميل مي شد.
-شما به عنوان پوينده راه پدر چگونه (و در کدام نکات) استقلال راي و فاصله انتقادي خود را نسبت به افکار پدرتان حفظ کرديد؟
شريعتي از همان آغاز براي من و ما يک معلم و آموزگار يک روش بود. او به ما مي آموخت در نقد و بررسي آراي او، شاگرد او باشيم. بنابراين هميشه شاگردانش در بحث و جدل با او، از او مي آموخته اند. يعني در عين اينکه سخت به او علاقه مند بودند اما هيچ گاه مريد کور او نشدند. پس مهم تر از نظريات و تزها روش شناسي انديشه هاي او بود که شامل شيوه هايي پويا و متغير و متناسب و متعامل با زمينه و زمانه بود. مهم تر از انديشه و روش، سنخ شناسي يا تيپولوژي موفقي بود که او به لحاظ وجودي از خود ارائه مي داد. در تاريخ روشنفکري ما تيپ هاي چندساحتي همگوني که هم ملي- مردمي بوده باشند و هم مذهبي- اصلاحگر، هم آزاديخواه و هم عدالت طلب، هم اهل تفکر و پژوهش، هم اهل معنويت و عرفان، هم متعهد سياسي- اجتماعي که به عنوان يک «منش» مرجع و رفرانس محسوب شوند، نادر بوده اند. اگر شريعتي جايي به لحاظ اخلاق فردي يا اجتماعي خراب مي کرد، ديگر شريعتي نبود. پس او به رغم هر ضعف ذهني و روش متصوري، به دليل همين منش، شريعتي شد، يعني نقاط ضعف محتمل ذيل نقاط قوت قرار مي گرفتند و نه بالعکس.در حوزه نظر، خود من مثلاً در بحث «امت و امامت» نسبت به کم توجهي به اصل «تناوب» انتقاد داشتم. يا از اين تاکيد او در برخي متون بر «اسلامي که تولدي نو مي يابد»، مي پرسيدم منظور از کليتي ذاتي به نام «اسلام» کدام اسلام بود؟ امروز مي دانيم ما يک اسلام نداريم، بلکه به تعداد مسلمان ها در جهان، جهان هاي گوناگوني از «اسلام ها» داريم. و گاه فاصله اين اسلام ها مشمول همان اصل «مذهب عليه مذهب» مي شود. اسلام نوانديشيده يا طالباني؟
-اما به نظر مي رسد برخي از طرفداران شريعتي در يک شريعتي تاريخي متوقف شده اند و از شريعتي دهه 50 با آن شرايط ويژه تاريخي زاويه نگرفته باشند و هنوز همان بحث ها را در جامعه يي طرح مي کنند که 30 سال حرکت کرده است. در بسياري از مواقع هم در هيئت وکيل مدافع هاي شريعتي ظاهر مي شوند و در مقابل اتهاماتي که به شريعتي وارد مي شود باز با همان زبان دفاع مي کنند.
اکثريت پويندگان اين مسير از روز نخست مي دانسته اند «وفا» به آموزه هاي اساسي آن معلم، نه تکرار و تقليد و تعصب اقوال، که تحول و تکامل و تعالي تعاليم و احوال اوست. پس با نوآوري و راهيابي درست و درک نيازها و مقتضيات جديد، بايد نوآفريني کرد و سخن نو آورد. البته هميشه در همه «ملل و نحل» برخي از پيروان هم درجا مي زده اند و دچار تصلب مي شده اند.
-پس براي مبتلا نشدن به اين ويژگي اين بحث را مطرح مي کنم که شريعتي با يک ديکتاتوري عريان مواجه بود. زبان و ادبيات و اهرم اعتراض شريعتي در اين دوره چقدر کاربرد دارد؟
در تفکر شريعتي تضاد بين دين و دموکراسي حل شده است. حاکميت دين حقيقي در نظر او تنها در حکومت مردم (مردمسالاري، جمهوريت) مي تواند تحقق پذيرد. تنها مردم اند که نمايندگان خدا (پيشوايان زمان و وارثان زمين) هستند. به اعتقاد او در حوزه اجتماعي هر جا سخن از معامله با «الله» است، مي توانيم کلمه «ناس» را جايگزين کنيم. در تفکر او حکومتي ديني تر است که دموکراتيک تر است. در همه جوامع تاکنوني همواره نهادها و اقشاري وجود داشته اند که خود را سايه يا نماد خدا و متخصص و متولي متون و منابع مقدس دانسته و منافع و سيادت خود را با نفس دين اشتباه گرفته اند. شريعتي در مورد «تئوکراسي» نظر روشني دارد و همواره تصريح کرده «حکومت ديني» به معناي حکومت طبقه يي خاص، نظام ديني مدنظر اسلام يا حکومت مردمي تراز توحيد نيست.اما در مورد دموکراسي هاي متعارف و رايج، اگر شريعتي از «ليبراليسم» انتقاد کرده (نظريه «امت و امامت» در اواخر دهه 40 که در اوايل دهه 50 در «بازگشت به کدام خويش» تصحيح و تکامل يافت، مبني بر اينکه چگونه مي توانيم در شرايط «جهان سوم» به دموکراسي واقعي يا دموکراسي «راي ها» در برابر«راس ها» برسيم)، در دفاع از اصل آزادي همه جانبه و بلاقيد و شرط و در راستاي حاکميت اصيل و بلاواسطه مردم بر مردم بود. توصيه معروف دکتر را به ياد داريم که «در جامعه يي که فقط دولت حق حرف زدن داشته باشد، هيچ حرفي را باور نکنيد،»او با طرح پيش شرط هاي لازم در اين راستا، مي کوشيد نقش روشنفکران را روشن کند. در چنين جوامعي به نظر او و به عنوان يک آزاديخواه ملي- مردمي فعال، روشنفکران بيش از طرح صوري شعارهاي ليبرال، بايد انتقال «آگاهي هاي دموکراتيک» به جامعه را وجهه همت خود سازند. جمله معروف که «اگر نمي خواهي به هيچ ديکتاتوري دچار شوي بخوان و بخوان» در همين راستا فهميده مي شود.معمولاً اقتدارگرايان گوناگون از دموکراسي تنها قاعده راي گيري عمومي و اکثريت سالاري (پنجاه به علاوه يک) را گرفته اند. حال آنکه دموکراسي بيشتر احترام به حقوق «اقليت» است. اگر اقليت از اکثريت تبعيت مي کند، از آن روست که اکثريت متقابلاً حقوق اقليت را رعايت مي کند چرا که هر اقليتي روزي بدل به اکثريت مي شود. نفس «تناوب» و «دور» است که دموکراسي را مي سازد. تمرين همين تناوب خود «آگاهي بخش» است. مشکل تز «دموکراسي متعهد و مهتدي» اين بود که نمي توان دموکراسي را تعليق کرد تا مردم آگاه شوند. بلکه تمرين دموکراسي خود به آگاهي مردم کمک مي کند.جامعه يي مي تواند به راستي «راي» دهد که از ميزان معيني از آگاهي نسبت به دموکراسي و حاکميت مردم برخوردار باشد، وگرنه راي او به راس تبديل و خريده و خورده مي شود.دموکراسي به وجود روشنفکري نياز دارد که وظايفي بيش از انجام مراسم و شعائر برعهده گيرد. در همين حوادث اخير مي بينيم اين تصور حاکم شده که دموکراسي يعني اکثريت آرا و به نام آن مي توان حقوق اقليت را ناديده انگاشت و وجود و حضورش را تحمل نکرد.
-شما در شرايط امروز ايران ردپايي از آگاهي بخشي روشنفکر به جامعه آن گونه که در آثار دکتر آمده مي بينيد؟
وظيفه روشنفکران ارتقاي خودآگاهي جامعه نسبت به معيارها و مفاهيم است. روشنفکران همواره افق ها و چشم اندازهاي فکري و فرهنگي همه حرکت هاي اجتماعي را ترسيم کرده و مي کنند و در اين زمينه هم تاکنون موفق بوده اند. امروز ديگر آرا و آرمان هاي متفکران و روشنگران از دنياي ذهن بيرون رفته و در عرصه عمل و کنش اجتماعي به آزمون گذاشته و متبلور شده است. فرد و جامعه خودآگاه، آزاد و برابر ديگر تنها يک آرمان نيست بلکه به شکل برنامه عمل مطالباتي در جنبش مدني جاري تعين يافته است. هرچند در موارد حاشيه يي، برخي از روشنفکران نشان دادند در شناخت موقعيت اجتماعي- سياسي ناتوان و حتي گاه پرت- انگارند. و مثلاً پس از انتخابات اخير، ضعف بعضي از اين گونه تحليل ها آشکار شد و اگر آنها را دوباره بخوانيم مي توانيم بفهميم کدام ها «آدرس هاي عوضي» داده اند.عوضي گرفتن موقعيت ها و جبهه هاي دوست و دشمن يا طرح دغدغه هاي کوچک خودمحورانه ذهني توسط برخي از اين بزرگان ضعف بخشي از روشنفکران را به عنوان «مرجع» اجتماعي- اخلاقي به نمايش مي گذارد.
-آيا بايد شريعتي باشي که اين مرجعيت فکري را داشته باشي يا اينکه اصلاً زمان شريعتي بودن سپري شده است؟
نقش شريعتي، اگر در انقلاب نقش ايفا کرده باشد، ارائه «چشم اندازهاي نو» براي جامعه بود. او به نسل ما نشان داد چگونه مي توانيم نظام و جهان ديگري را بخواهيم و بسازيم و چرا آن وضع شايسته ما نبود. پس اعتراض به وضع موجود را به بديلي عقيدتي و اجتماعي ارتقا بخشيد.
شريعتي و مجموع روشنفکران در آن زمان شرايط ذهني يا امکان ايجاد نظامي جايگزين را در ذهن مردم مهيا کردند. اما اين طور نبود که الزاماً در صحنه عمل سياسي نقش تعيين کننده داشته باشد. تفکر، فرهنگ و ادبيات و خاطره او موثر بود. تازه همان هم درست شناخته نشده بود، چون نظام فکري او نتوانسته بود توده يي شود و پيشقراولاني يابد که اجرايش کنند.
-شما وضعيت فعلي را چگونه صورت بندي مي کنيد؟
ما شاگردان شريعتي اصولاً به حوادث و تحولات کنوني از زاويه ديد مصالح ملي و عالي مردم مي نگريم نه از موضع تضادهاي دروني نظام و جناح بندي هاي حاکميت.درجه رشد تاريخي جامعه مدني ايران و انتظارات مردم و جوانان فراتر از سطح پاسخ هايي است که تاکنون از سوي مسوولان به شکل رسمي ارائه شده است. براي نمونه، در جريان انتخابات اخير، حضور ميليوني جاري نشانگر جنبش اجتماعي بي سابقه يي پس از انقلاب بود که هم به ترس و انفعال و بي تفاوتي عمومي «نه» گفت و هم به خشونت و جنگ داخلي و راديکاليسم کور. حفظ همين روحيه مثبت و حضور قوي و آرام و ساکت و همسو و گسترده، اميد به توفيق مردمسالاري و جمهوريت و حقوق و آزادي هاي بشر و شهروند را زنده نگاه مي دارد. از اين پس اين اراده معطوف به زندگي توسط مردم تقدير را ناگزير و ناگريز از اجابت خواهد ساخت.
-اگر مبداء بحث را ديدگاه شريعتي درباره استعمار و امپرياليسم قرار دهيم، موضع گيري کشورهاي ديگر را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
غربي ها طبعاً از منظر بيروني به مسائل ايران نگاه مي کنند. و البته هر نظري هم که ابراز کنند، مورد سوءظن قرار مي گيرند. چه سکوت کنند، چه اظهارنظر، گفته خواهد شد که غرض دارند. اما ديدگاه و انتظار ما بايد از سپهرهاي متفاوت غرب روشن باشد. واقعيت اين است که موقع و مقام «افکار عمومي» مردم را در غرب بايد از سياست دولت ها جدا دانست. قدرت ها بنا به طبع و ماهيت، دلمشغول طرح افکني هاي استراتژيکي- تاکتيکي، سياسي- نظامي و محاسبه مطامع و منافع اقتصادي خويش اند. «عرصه عمومي» اما در غرب به ارزش ها و موازيني باور دارد که او را به حمايت و همبستگي با کليه جنبش هاي مدني و حقوق بشري در همه جهان فرا مي خواند. پس جامعه مدني مستقل از دولت ها، حتي در برابر آنها گاه به شدت مقاومت مي کند. نمونه جنبش هاي صلح عليه جنگ افروزي هاي نومحافظه کاران.
-زمانه شريعتي پدر سخت تر بوده يا زمانه شريعتي پسر؟
مسلماً زمانه ما. به اين دليل ساده که در زمان شريعتي جبهه ها روشن بود؛ و دوست و دشمن مشخص. اما امروزه گفته مي شود دوستان، دشمن شده اند يا دشمنان همان دوستان سابق اند، خلاصه از پيروزي انقلاب تا کنون، مرزها کمي مغشوش شد و جامعه ما که چندي در فضاي «شبهه» يا توهم ارزشي قهقرايي به سر مي برد، بار ديگر در معرض «فتنه» يا خطر واپس گرايي و نزاع خانگي قرار گرفته؛ پس در اين شرايط و در زمان ما، اجتهاد و سمت يابي درست دشوارتر و بسا بغرنج تر از زمانه شريعتي است. |
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:32  توسط اردبیلی
|
|
|
|
|
«عزت الله ضرغامي» رئيس سازمان صدا و سيما تصوير قتل ندا آقاسلطان را «ساختگي» دانست و با تشبيه آن به نمونه ونزوئلايي اين رويداد گفت؛ «سفير ونزوئلا تعريف مي کرد در دور دوم انتخابات اين کشور نيز چنين صحنه يي نظير مرگ آن خانم را در آن کشور به راه انداختند و اين سناريو هم در آنجا پياده شد و مي خواستند بگويند راي آقاي چاوس هم ساختگي است اما موفق نشدند.» به گزارش ايرنا وي افزود؛ آنها با استفاده از نرم افزارها و تمام فناوري هاي نوين خواستند چهار تا کوچه ايران را تحت پوشش قرار دهند که بگويند اين تمام خيابان هاي ايران است و بعد تمام شبکه هايشان بسيج شدند و ميز مخصوص ايران را در رسانه هاي خود ايجاد کردند و بي بي سي و سي ان ان يک به يک برخي تصاوير ساختگي مثل مرگ همان خانم (ندا آقاسلطان) را به نمايش گذاشتند و بعد آقايي به نام آرش حجازي در اين زمينه جوسازي کرد و اکنون نيز گم و گور شده و پيدايش نيست. آرش حجازي مترجم آثار پائولو کوئيلو است که به عنوان يکي از حاضران در صحنه درگذشت ندا آقاسلطان گفت وگوهايي انجام داد. انعکاس اين اظهارات با واکنش مسوولان دولتي و انتظامي روبه رو شد. تا آنجا که اسماعيل احمدي مقدم از تحت پيگرد بودن حجازي توسط اينترپل خبر داد که روز گذشته پليس بين المللي (اينترپل) اين اظهارات را رد کرد.
|
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:30  توسط اردبیلی
|
| هشدار دولت درباره طرح دوفوريتي مجلس |
| |
|
|
اعتماد: طرح دوفوريتي اصلاح قانون بودجه سال 88 که روز چهارشنبه کليات آن به تصويب نمايندگان مجلس رسيد، معاون رئيس دولت نهم را بر آن داشت تا نامه اعتراضي به رئيس مجلس و دبير شوراي نگهبان بنويسد. روز چهارشنبه مجلس کليات طرح دوفوريتي را به تصويب رساند که براساس آن نحوه رفع کسري 8500 ميليارد توماني بودجه سال 88 به دست مجلس خواهد افتاد. اين طرح که با بيش از 170 راي مثبت به تصويب رسيد با موافقت چهره هاي موثر مانند محمدرضا باهنر و مخالفت چهره هاي بانفوذ ديگر مانند احمد توکلي روبه رو شده بود. به اعتقاد چهره هاي طرفدار اين طرح مجلس از اول بايد رفع کسري 8500 ميليارد توماني را در اختيار مي گرفت تا دولت به اين طريق برخي از دستگاه هاي منتقد خود را تنبيه نکند. دولت در راستاي رفع کسري بودجه 8500 ميليارد توماني، بودجه برخي از دستگاه ها مانند مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام را که رياست آن برعهده آيت الله هاشمي رفسنجاني است به شدت کاهش داد. در قانون بودجه سال 88 بودجه مجلس خبرگان رهبري 31 ميليارد و 330 ميليون ريال بود که دولت در تجديدنظر خود 18 ميليارد ريال يا 58 درصد از آن را کسر کرد. همچنين بودجه مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام معادل 146 ميليارد ريال بود که دولت در راستاي تامين کسري بودجه خود آن را 58 ميليارد ريال يا معادل 40 درصد کسر کرد.اين نوع کسر کردن از بودجه البته تنها منوط به اين دستگاه ها نشد بلکه دانشگاه ها را هم دربرگرفت به طوري که صداي اعتراض رئيس کميسيون آموزش مجلس را هم درآورد. علي عباسپور در بيست و ششم ارديبهشت ماه در گفت وگو با مهر گفته بود؛ تصور نمي شد دولت براي جبران اين کسري، اعتبار دانشگاه ها را حذف کند. دولت در جبران کسري بودجه، اعتبار 44 دانشگاه و مراکز آموزش عالي را از کل 118 دستگاه کاهش داد. مخالفان طرح با آنکه خودشان نسبت به کار دولت منتقد بودند و اظهار مي کردند که «متاسفانه دولت از اين امتياز قانوني خود بد استفاده کرد» اما اين کار مجلس را نوعي تقابل محسوب مي کردند. ولي به رغم مخالفت، کليات اين طرح دوفوريتي از تصويب مجلس گذشت و پس از آن نمايندگان به تعطيلات سه هفته يي تابستان خود رفتند؛ تعطيلاتي که دولت از اين فرصت استفاده کرد و در نامه يي اعتراض خود را به اين مصوبه اعلام کرد. برقعي که از نظر مجلس رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي و از نظر دولت معاون برنامه ريزي و نظارت راهبردي مجلس است در نامه يي که مخاطب آن احمد جنتي دبير شوراي نگهبان و علي لاريجاني رئيس مجلس بود، نوشت اين طرح موجب اخلال در پرداخت به حقوق بگيران دولت به ويژه آموزش و پرورش، بنياد شهيد و نيروهاي مسلح خواهد بود. به گزارش پايگاه اطلاع رساني دولت در نامه برقعي ذکر شده که با توجه به اهميت طرح دوفوريتي اصلاح ماده واحده و رديف هاي قانون بودجه سال 88، ذکر اين نکته ضروري است که اعتبارات مصوب هزينه يي سال 88 بالغ بر 591 هزار ميليارد ريال است که پرداخت هاي اجتناب ناپذير آن شامل 450 هزار ميليارد ريال مربوط به حقوق و مزاياي کارکنان دولت و 65000 ميليارد ريال متعلق به يارانه ها است. در صورت کسر يکنواخت مبلغ 20 هزار و 300 ميليارد ريال سهم اعتبارات هزينه يي موضوع بند 60 ماده واحده قانون بودجه از رديف هاي هزينه يي، اين امر علاوه بر ايجاد کسر بودجه ناخواسته براي دستگاه هاي اجرايي کشور، تاثيرات نامطلوبي را بر روند اجراي بودجه داشت. مثلاً به دليل عدم تراز بودجه ابلاغي و لزوم اعمال اصلاحات موضوع بند 60 ماده واحده قانون بودجه سال 1388، اعتبارات هزينه يي رديف هاي بودجه در تاريخ
16/2/88 و اعتبارات رديف هاي متفرقه هزينه يي در تاريخ 26/3/88 به دستگاه هاي اجراي ابلاغ شده است. در حال حاضر دستگاه هاي اجرايي در حال مبادله موافقتنامه هستند فلذا هرگونه تغيير در اعتبارات ابلاغي روند مبادله موافقتنامه را با تاخيري حداقل دوماهه روبه رو خواهد کرد که خود خلاف بند 50 ماده واحده قانون بودجه سال جاري است. به علاوه، تاخير در مبادله موافقتنامه روند اجراي بودجه را براي دريافت و مصرف اعتبارات تخصيص داده شده با مشکلات جدي و خطر توقف امور مواجه خواهد ساخت. براي نمونه، ذي حساب دستگاه هاي اجرايي ملي و استاني بعد از دريافت تخصيص سه ماهه اول تاييد پرداخت موارد متعدد هزينه يي را منوط به مبادله موافقتنامه کرده اند. برقعي تصريح کرده است تاکنون تخصيص اعتبار سه ماهه اول و دوم به دستگاه هاي اجرايي ابلاغ شده است و در صورت تغيير در اعتبارات ابلاغي، مجدداً بايد تخصيص هاي ابلاغي مورد بازنگري قرار گيرند که اين امر تاثيرات منفي بر اجراي بودجه خواهد داشت. لازم به ذکر است تا اين مرحله، تخصيص اعتبار برخي رديف ها (يارانه ها، انتخابات، صندوق هاي بازنشستگي و...) به دليل ضرورت امر نزديک به صددرصد ابلاغ شده است.
معاون رئيس جمهور در نامه خود تصريح کرده است علاوه بر مشکلات فرآيندي ناشي از تغيير اعتبارات ابلاغي، اعتبار برخي از دستگاه هاي اجرايي و موارد موضوعي با مشکل جدي و کسري روبه رو مي شود. مثلاً کاهش حدود 16 هزار ميليارد ريال از اعتبارات مربوط به حقوق و مزاياي کارکنان دولت موجب اخلال در پرداخت به حقوق بگيران دولت (آموزش و پرورش، بنياد شهيد، نيروهاي مسلح و بازنشستگان) شده و مي تواند به مشکلات جدي منجر شود. همچنين کاهش حدود دو هزار و 250 ميليارد ريال يارانه کالاهاي اساسي خريد هاي تضميني و ساير يارانه ها که موجب اشکال در پرداخت به کشاورزان بابت خريدگندم، چغندرقند، دانه هاي روغني، برنج، چاي و ساير موارد مشابه مي شود. از سوي ديگر، کاهش يکنواخت اعتبار در تمام زمينه ها در مواردي مانند رديف هاي درآمد- هزينه يي و ايفاي تعهدات دولت در پرداخت سود و کارمزد وام هاي داخلي و خارجي مقدور نيست. اهميت اين موضوع تا حدي است که دولت به ناچار اعتبارات مذکور را بدون کاهش ابلاغ کرده است. گفتني است به دليل اينکه منابع درآمدي پيش بيني شده براي استان ها در مجلس افزايش يافته و عملاً امکان وصول آنها وجود ندارد دولت در ابلاغ اعتبارات استاني بودجه هاي هزينه يي دستگاه هاي استاني را کاهش نداده است. در صورت کسر يکنواخت از هزينه هاي جاري تمام دستگاه ها، کاهش جبري اعتبارات استاني سبب خواهد شد دولت و نمايندگان محترم مجلس در حوزه هاي انتخابيه در تنگنا و فشار قرار گيرند. برقعي در نامه خود در مورد اعتراض برخي دستگاه ها به اقدام دولت در کاهش بودجه آنها توضيح داده است که در اجراي بند 60 ماده واحده به شکل فعلي برخي دستگاه هاي اجرايي کمبود ها و مشکلات در اعتبارات هزينه يي خود را به اين معاونت منعکس کرده اند که مورد بررسي قرار گرفته و تاکنون لزوم اصلاحاتي براي چند دستگاه مورد تاييد قرار گرفته که از طريق ساز و کار پيش بيني شده در بند 60 ماده واحده قانون بودجه در حال پيگيري است. به هر حال تغيير در اعتبارات ابلاغي به تمام دستگاه ها در چهارمين ماه سال و پس از ابلاغ تخصيص شش ماهه دستگاه هاي اجرايي ملي و استاني و تعهدات ايجاد شده ناشي از آن نه مسبوق به سابقه بوده و نه به صلاح کشور خواهد بود و در اثر آن همه دستگاه هاي اجرايي کشور حداقل به مدت دو ماه با چالش مواجه خواهند شد.
|
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:28  توسط اردبیلی
|
|
|
|
|
امروز: عبدالله نوری با انتشار بیانیه ای نسبت به تاراج رفتن سرمایه عظیم اعتماد ملت هشدار داد. متن کامل این بیانیه در ادامه می آید: بسم الله الرحمن الرحیم
ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟! وقایع روزهای گذشته اينجانب را به حكم وظيفه ديني، اخلاقي و ملي بر آن داشت تا نكاتي را ياد آور شوم: 1- اعلام نتيجه انتخابات اينجانب را همچون انبوهی از ملت هوشمند ایران شگفت زده و نگران ساخت. شگفت زده از آن جهت كه چگونه سرمايه عظيم اعتماد ملت به تاراج رفت و نگران از اين بابت كه چرا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلابي كه آزادي يكي از اساسي ترين شعارهاي آن بود و به بهاي ريخته شدن خون عزيزان اين وطن به پيروزي رسيد، شهروندان اين کشور از حداقل ميزان آزادي سياسي، يعني برخورداري از انتخاباتي سالم، محرومند؟ هرچند در طول ساليان گذشته با نگراني عمیق، ويراني بسیاری از دستاوردهاي اسلام و انقلاب را شاهد بودم، ولي اميد آن داشتم تا اين انتخابات بتواند تضميني بر حداقلي از آزادي ها باشد و از خسارات بيشتر جلوگيري كند. ملت سرفراز و آگاه ايران نيز براي پاسداري از همين آزادي حداقلي با وجود همه تضييقاتي كه بر سر تحقق خواسته آنان بود بیشترین همکاری را با حکومت داشتند و حتی به فیلتر شورای نگهبان تمکین کردند و به یکی از 4 کاندیدای مورد تأیید شورای نگهبان رأی دادند و صادقانه تمامي سرمايه خود را در طبق اخلاص نهادند و با حضور حماسي خود خواستند از خسارت و زوال بيشتر ایران عزیز جلوگيري كنند.اما افسوس که امروز بسیاری از رأی دهندگان احساس می کنند همان رأی هم نادیده گرفته شده است و فریبی به بهای از بین رفتن آبرو و صداقت حکومت، خورده اند. انتظار مي رفت مسئولین مربوطه با وجود تمامي محدوديتهايي كه در انتخابات ايجاد كرده بودند به آراي مردم احترام گذاشته از آن حفاظت نمایند، آن هم در نظامی كه با عناويني همچون مردم سالاري ديني همواره خود را بر آمده از ملت معرفي مي كند، ولي پاسداشت حضور حماسي ملت اعلام نتيجه اي بود كه نه تنها هيچيك از رقباي انتخاباتی آن را نپذيرفتند، بلكه احساسات کثیری از رأی دهندگان را جريحه دار كرد. 2- امروز میلیون ها رأی دهنده ایرانی در داخل و خارج کشور معتقد هستند که بزرگترین گناهان که دروغ است، آن هم دروغی به بزرگی ایران و نیز گناه خیانت در امانت را مجریان امر! مرتکب شده اند و گویا قرار است کسی سخنی نگوید تا با مرور زمان همه چیز حل شود. راستی چه منکری عظیم تر از دروغ و خیانت در امانت آنهم نسبت به ملتی به عظمت ملت ایران؟ مگر راستگويي چه زياني براي صاحبان قدرت دارد كه از آن گريزانند و دروغ گويي جز از بين بردن مشروعيت نظام و سلب اعتماد عمومي چه سودي در پي دارد كه اين همه بر آن اصرار مي ورزند؟ در انتخابات ریاست جمهوری 4 سال قبل هم برخی از کاندیداها مدعی تقلب و تخلف گسترده بودند، لکن در این انتخابات افزون بر سه کاندیدا عدهء کثیری از مردم نتیجه انتخابات را نپذیرفته اند، چنانچه این باور اصلاح نشود و اعتماد جمهور مردم جلب نگردد بازنده اصلی نظام است. مهمترين سرمايه اجتماعي و ملي همه نظام ها اعتماد عمومی است و حداقل خسران وضعيت کنونی از بين رفتن آن است. آیا در چنین شرائطی نباید برای باز گرداندن اعتماد مردم تلاش کرد؟ آیا روشی که در پیش گرفته شده برای جلب اعتماد مردم مناسب است؟ ابطال انتخابات یک روال سابقه دار بوده و به هیچ عنوان بدعت نیست و بدیهی است تکرار انتخابات هم نه تنها باعث تغییر در آراء واقعی ملت نمی شود بلکه تمامی رأی دهندگان را بر رأی خود ثابت قدم تر می کند. چنانچه شورای نگهبان هم نظر قطعی خود را مبنی بر صحت انتخابات صادر نماید، رهبر می تواند به عنوان معضل پیش آمده از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام دستور اقدام دهد تا رییس جمهور برآمده از انتخاباتی سالم و شفاف بتواند با قدرت و اعتماد به نفسی بیشتر مسئولیت اجرائی کشور را بر عهده گیرد. حال اگر کسی مدعی تقلب و تخلف در انتخابات باشد چگونه می تواند آن را بیان کند؟ در حالی که مطبوعات تحت فشار و تهدید و سانسور قرار دارند و به نحو بی سابقه ای تمامی رسانه ها تحت کنترل است و هر گونه اطلاع رسانی از طریق رسانه های داخلی و خارجی و اینترنت و تمامی سایت های خبر رسانی و حتی تلفن شخصی شهروندان دچار اختلال قرار می گیرد و سیستم پیام کوتاه تعطیل می گردد تا حداقل های ارتباطی و خبررسانی مردم از بین برود و صدا و سیما هم که متعلق به مردم و جزء اموال عمومی است یک طرفه هر آنچه می خواهد می گوید بدون اینکه اشخاص و صاحب نظرانی که مانند آنها فکر نمی کنند و یا اعتقاد به تخلف و تقلب آشکار در انتخابات دارند را در بحث ها شرکت دهد، دیگر چه راهی برای اعتراض می ماند؟ مگر امر به معروف و نهي از منكر از مهمترین ارکان اسلام نیست؟ و در آیات متعدد قرآن بر آن تاکید نگردیده است؟ حال چنانچه مردم منکری را از حکومت مشاهده کردند آیا در قبال آن وظیفه ندارند؟ آیا امر به معروف و نهي از منكر براي جلوگیری از انحراف حكومت ها نیست؟ حکومتی که مدعی آزادی است و در گفتگو با رسانه های داخلی و خارجی ادعا می کند در ایران آزادی مطلق! وجود دارد، اعلام نمايد مردم چگونه می توانند انتخابات را نقد کنند؟ چرا پس از تبريك رهبری هيچ يك از رقيبان اين نتيجه را نپذيرفته اند؟ چرا نخست وزیر 8 ساله نظام در دوران دفاع مقدس، جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و نیز حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رییس دو دورهء مجلس نظام که هر دو مورد تایید صریح امام خمینی (ره) بوده اند و آشکارا خود را در چهارچوب نظام ولایت فقیه تعریف می کنند و به تازگی از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و مجدداً در نماز جمعه اخیر هم مورد تایید رهبری قرار گرفتند و به تعبیری خودی به حساب آمدند، نظر رهبری را نمی پذیرند و صراحتا انتخابات را شعبده بازی و مضحک می نامند؟ امروز هم مردم به دنبال رأی خود می گردند و حکومت نباید از این خواست تعبیر دیگری بکند که تعبیری غیر از این بیش از همه به ضرر حاکمیت است. همیشه حکومت ها اعتراضات سنگین و خواست های بزرگ را تقلیل می دهند و بسیار تعجب آور است که چرا در این نظام خواست های معقول و قابل دسترس را به انقلاب مخملی و امثال آن و یا تأثیر پذیری از القائات خارجی ارتقاء میدهند؟ 3- حال چرا تیر اندازی به مردم؟ چرا دستگیری های کور و حبس و زندان؟ چرا ضرب و شتم و هتک حیثیت مردم؟ چرا حمله به دانشجویان و دانشگاه ها؟ چرا اتهام های واهی؟ چرا برخورد با مالباخته به جای دزد؟ زندانی کردن ده ها اصلاح طلب و روشنفکر، نخبگان سیاسی و فعالان حقوق بشر، روزنامهنگاران و تعداد کثیری از جوانان و دانشجويان و فعالان جنبش مدني كه در راستاي احقاق حقوق ملت و دفاع از آزادي بيان تلاش مي كرده اند و بسياري از آنان چه در جريان انقلاب و چه پس از آن خدمات بسياري به اين ملت كرده اند و در راه دفاع از حقوق ملت همچون برادر گرانقدر و عزیزم جناب دکتر سعید حجاریان هزينه های سنگینی چون ترور و جانبازی را پرداخته اند، چه مشکلی را حل می کند؟ آیا این دستگیری ها خود برمشکلات حکومت و انحرافش از جاده حقیقت و صواب نمی افزاید؟ به فرض که حکومت عزیزان زندانی ما را وادار به اعترافات دروغین و سناریوهای شکست خورده و نخ نمایی مانند اینکه از خارج دستور گرفته و یا به دنبال انقلاب مخملی و امثال آن بوده اند، کرد، طراحان این سناریوها مطمئن باشند تاریخ مصرف این نوع دروغ پردازیها و تهمت ها گذشته است و نه تنها بر ملت مؤمن و هوشیار اثر نخواهد گذاشت که فاصله و اختلاف نظر مردم با حاکمیت را بیش از پیش عمیق می کند. آیا این بازداشت ها با ضوابط اسلامی و اخلاقی منطبق است؟ آیا این دستور اسلام است که جوانان مظلومی كه روش شما را قبول ندارند به نام اسلام بازداشت و زندانی کنید؟ آیا اینها خوارج هستند و دست به سلاح برده اند؟ مگر قرآن کریم نمی گوید "محمدٌ رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم / محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند"؟ آیا رو در رو قرار دادن نیروهای سپاه و بسیج و یا نیروی انتظامی - که همگی در جهت امنیت و نظم و نگاهبانی از مرزهای کشور باید با دشمنان خارجی و یا اشرار داخلی مقابله نمایند - با مردم به مصلحت نظام است؟ در اینجا لازم می دانم به مسئولین صدا و سیمای دولتی یاد آور شوم، کسانی را که شما آشوبگر می نامید همین مردمی هستند که هر گاه حکومت نیاز به حضورشان دارد، آنان را ملت غیور و همیشه در صحنه می نامد، هر چند ممکن است افراد شرور آموزش دیده ای در جمع آنان نفوذ كنند و برای آسیب زدن به اجتماعات آنان و صحه گذاردن بر تبلیغات رسانه های حکومتی دست به هر کاری بزنند. بی تردید این شیوه تبلیغات و اتهام های واهی نفرتی عظیم در میان مردم برای بنگاه عریض و طویل اطلاع رسانی دولتی به وجود می آورد چرا که نجابت مردم هيچگاه به آنان اجازه تخريب و زيان رساندن به اموال عمومي و یا خصوصی را نمي دهد، اگر چه مسئولیت و وبال این حوادث بر گردن كساني است كه امكان تشكيل تجمعات مسالمت آميز را براي مردم فراهم نكرده اند. چگونه است تجمعات و تظاهراتی که توسط نهادهای حکومتی ترتیب داده می شود هرگز مورد تعرض قرار نمی گیرد ولی اعتراض منتقدان حکومت همیشه با تهدید، ارعاب و آشوب عده ای مواجه می گردد؟! چگونه است در تجمعاتی که توسط نهادهای حکومتی برگزار می شود افرادی تحت عنوان اخلال گر و یا آشوب طلب مشاهده نمی شوند ولی در هر نوع تجمع انتقادی و مسالمت آمیز این افراد حضوری پر رنگ در جهت بر هم زدن نظم و آرامش عمومی دارند؟! چگونه است که در تجمعات حکومتی عوامل و عناصری تحت عنوان لباس شخصی، گروه فشار و یا عوامل خودسر حضور ندارند ولی اگر تجمع و گردهمایی منتقدین برگزار گردد حضوری گسترده و رعب انگیز دارند؟! و چگونه است که تاکنون این افراد در هیچ دادگاهی محاکمه نشده اند؟! سلب اعتماد عمومي خسارتي جبران ناپذير است كه حداقل كشور را در برابر تهديدهاهاي خارجي آسيب پذير مي سازد و چنانچه خدای ناخواسته تهدیدی خارجی متوجه ایران شود حكومت پشتيباني مردم را از دست خواهد داد. آیا بهتر نیست حکومت به جای رفتار خشن و تهدید و ارعاب و دستگیری و تیر اندازی و ضرب و شتم و کشتار برخوردی اخلاقی نسبت به مردم داشته باشد؟ مگر عليابن ابيطالب (ع) نفرمود: "به خدا سوگند اگر هفت اقليم را به من دهند تا به مورچه ای ستم روا داشته پوست جوى را از آن بگيرم ، هرگز نمي¬كنم"؟ آيا پیشوایان دینی ما با مردم به گونه ای رفتار مي كردند كه جرأت انتقاد نداشته باشند؟ آیا این نوع رفتار، اعتقادات مردم نسبت به اسلام، را خدشه دار نمی کند؟ و این جفای به اسلام نیست؟ قرآن کریم به پیامبر رحمت للعالمین (ص) خطاب می کند: "وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ / و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً مردم از پيرامون تو پراكنده مىشدند" 4- آزادي جوهر انسانيت است و همچنان كه از ديرباز تا كنون در تعاليم پيامبران و پيشوايان ديني و انديشمندان و همچنین اعلاميه ها و بيانيه هاي حقوق بشري امروزين مطرح شده است از حقوق سلب ناپذير انسان است. بنيادي ترين آرمان انقلاب اسلامي نيز آزادي بوده و در اصل ۲۷ قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز صراحتاً آزادي تشكيل اجتماعات به رسميت شناخته شده است. پس چرا در برابر اين حق مشروع و مسلم ملت مقاومت مي شود و اجازه راهپیمایی داده نمی شود؟ حکومت که خود را اکثریت می داند از چه بیمناک است؟ حاکمیت که همه امکانات مادی و نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و تبلیغاتی را در اختیار دارد و معتقد است منتقدان و معترضان اقلیتی بیش نیستند! حکومتی که مدعی ممتاز ترین دموکراسی در جهان است حداقل همانند آنها رفتار نماید، در همه دموکراسی های امروز جهان اجازه راهپیمایی و یا اعتصاب و یا تحصن را به اقلیت می دهند و مسئولیت حفظ امنیت از آ ن را نیز حکومت به عهده می گیرد. من به عنوان یک شهروند و از باب النصیحه لأئمه المسلمین به حکومت توصیه می نمایم با پافشاری بر یک کار نادرست کاری نادرست تر انجام ندهید و ایران عزیز را دچار آسیب پذیری در برابر تهدیدات خارجی نکنید و با تمسک به بهره برداری بیگانه صدای حق طلبانه مردم خود را خاموش ننمایید. بدانید آبروی اسلام و نظام و جمهوریت آن با هیچ مصلحتی قابل معاوضه نیست. امیر مومنان (ع) می فرماید: " بهترين مردم نزد خداوند كسى است كه درستكارى را بر نا درستی ترجیح دهد، هر چند درستكارى، به زيان او باشد و موجب اندوه او شود و بدكارى برای او سود آور باشد و به مال و اعتبار او بیفزاید" نهج البلاغه - خطبه 125 5- به نوبه خود ، با دلي پر از اندوه با خانواده های دردمند تمامی قربانيان، مجروحان و آسیب دیدگان حوادث روزهاي اخير و خانواده های صبور و مقاوم زندانیان سر افرازی که جز خدمت به مردم و دفاع از حقوق ملت جرمی مرتکب نشده اند اظهار همدردي مي نمایم و به همهء عوامل و عناصر دخیل در این التهابات و تنش آفرینیها و کسانیکه به نام دفاع از اسلام و انقلاب و نظام خشن ترین برخوردها را نسبت به مردم بی دفاع روا می دارند متذکر می گردم این رفتارها باعث سرعت بخشیدن به زوال حکومت می گردد که: "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم / حکومت با کفر باقی می ماند ولی همراه با ظلم هر گز پایدار نمی ماند". من در مراحل مختلف انقلاب حضور داشته ام، 5 بار از سوی امام خمینی (ره) در مسئولیت های مختلف منصوب شدم، 2 بار در مسئولیت وزارت کشور قرار گرفتم، 2 بار به مجلس راه یافتم و در طول دوران جنگ در جبهه ها حضور داشتم. برادرانم بارها در طول جنگ مجروح شدند و نهایتا یکی از آن ها به فیض شهادت نائل آمد و یکی دیگر از آنها که از قافلهء شهدا جا مانده بود، در پی انجام وظیفهء نمایندگی به سوی رحمت حق شتافت. همواره دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران داشته ام و در این راه آنچه را وظیفهء دینی و ملی خود دانسته ام انجام داده و می دهم اگر چه برای خود و یا خانواده ام هزینه داشته باشد، چه آنکه بر سر همین آرمانها و عقایدم و دفاع از آنچه حق می پنداشتم زندان جمهوری اسلامی را نیز بدون کمترین شکوه و شکایتی تحمل نمودم و با هیچ کس غیر از خدای خود معامله نکرده و نخواهم کرد (ان شاء الله). بسیاری از دوستانم را به یاد می آورم که در راه دفاع از اسلام و میهن در دوران انقلاب و در جبهه های نبرد به شهادت رسیدند و امروز نظاره گر من هستند که آیا در قبال از دست رفتن آرمان های انقلاب و عزت ایران با بی تفاوتی تنها نظاره گر هستم و یا در حد توانم به وظیفه خود عمل می کنم، به تعبیر هشدار دهنده امام خمینی در ماجرای کاپیتولاسیون: "آن آقاياني كه مي گويند بايد خفه شد، اينجا هم بايد خفه شد؟ … والله، گناهكار است كسي كه داد نزند؛ والله، مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند" 6- در خاتمه 2 فراز از بيانات اميرمومنان (ع) در نامه خطاب به مالك اشتر را ياد آور مي شوم، تا حکمرانان نظام جمهوري اسلامي که از آغاز سوداي تحقق حكومت آرماني شيعه را در سر داشته اند به ارزيابي خویش بنشینند كه آيا راهي كه در پيش گرفته اند راه امام علي (ع) است؟ کلام اول: قلب خويش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن و همچون حيوان درنده اي نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت شماري زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : يا برادران ديني تواند و يا انسانهائي همچون تو. کلام دوم: بپرهیز از ریختن خونها بناحق، زیرا که هیچ چیز، مانند ریختن خون حرام سبب غضب خدا و بزرگی عقوبت حق تعالی، و زوال نعمت و کوتاهی عمر دولت نمیشود، پس حکومتت را با ریختن خون حرام تقویت مکن که همین سبب ضعف و سستی و نابودی آن میگردد. بار دیگر به ارباب حکومت این آیه را متذکر می گردم که: ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟! من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم / تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال والسلام علي من اتبع الهدي عبدالله نوری 01/04/1388 |
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 11:38  توسط اردبیلی
|
جريان خانم ندا آقاسلطان ابهامات فراواني دارد كه از طرف رسانههاي خارجي حمايت ميشد و از طرف فردي به نام آرش حجازي نيز سمپاشي ميشد كه اين فرد نيز اكنون به خارج از كشور فرار كرده است.
ایلنا: فرمانده نيروي انتظامي از بازداشت يك هزار و 32 نفر توسط پليس در اغتشاشات اخير خبر داد.
سردار اسماعيل احمديمقدم در حاشيه نشست تخصصي روساي پليس راهنمايي و رانندگي ناجا گفت: تعداد يك هزار و 32 نفر از اغتشاشگران توسط پليس در اغتشاشات اخير بازداشت شدهاند كه پس از تشكيل پرونده و تحويل به دادسرا بسياري از آنها آزاد شدهاند.
وي افزود: بسياري از افراد ديگري نيز كه جرايم خفيفتري را مرتكب شدهاند در روزهاي آينده آزاد خواهند شد ولي افرادي كه جرايم سنگينتري دارند در بازداشت به سر خواهند برد.
وي با بيان اينكه هيچكدام از نيروهاي پليس در اغتشاشات اخير به شهادت نرسيدند گفت: حدود 500 نفر از نيروهاي ما در اين اغتشاشات مجروح و بستري شدهاند.
وي تعداد كشته شدگان اغتشاشات اخير را حدود 20 نفر اعلام و تاكيد كرد: بسياري از آنها مانند جريان خانم ندا آقاسلطان ابهامات فراواني دارند جريان خانم ندا آقاسلطان نيز از طرف رسانههاي خارجي حمايت ميشد و از طرف فردي به نام آرش حجازي نيز سمپاشي ميشد كه اين فرد نيز اكنون به خارج از كشور فرار كرده است.
سردار احمديمقدم در خصوص جريانات به وجود آمده پس از انتخابات رياستجمهوري دهم اظهار داشت: وقوع سرقت در اين ايام به دو برابر افزايش يافت و كلانتريها قادر به انجام وظايف خود نبودند.
وي ادامه داد: دود بيقانوني و بينظمي به چشم كل جامعه ميرود و پليس بايد بزرگترين شاكي اين داستان باشد زيرا از هر دو طرف مورد هجوم قرار ميگيرد.
فرمانده نيروي انتظامي تصريح كرد: افرادي كه پليس را رودر روي اين اجتماعات قرار دادهاند جنايت بزرگي در حق ملت مرتكب شدهاند.
وي افزود: خوشبختانه پليس با پيشبينيهايي كه از 15 روز قبل از انتخابات انجام داده بود با اشراف كامل اطلاعاتي عملكرد خوبي در اين اغتشاشات داشت.
وي درخصوص اعدام عبدالحميد ريگي اظهار داشت: اين فرد تنها تشابه اسمي با برادر عبدالمالك ريگي داشته و آنها از اين تشابه اسمي سوءاستفاده كرده و اقدام به مظلومنمايي كردند.
فرمانده نيروي انتظامي در خصوص كمين ماموران راهنمايي و رانندگي در خيابانها گفت: پليس بايد وظايف خود را اجرا كند و اينكه از چه راهكاري استفاده كند توصيه خودمان است، پليسهاي راهنمايي و رانندگي بايد در جاي آشكاري بايستند ولي كمين كردن آنها غيرقانوني نيست و در قانون به آن اشاره نشده است.
وي در خصوص استفاده از دوربينهاي سرعتسنج در جادههاي كشور خاطرنشان كرد: در حال حاضر هيچ جادهاي نداريم كه تحت پوشش ماموران پليس راه نباشند ولي هوشمند كردن تمامي جادههاي كشور را در دستور كار داريم و در حال حاضر نيز محور تهران-مشهد را زير بار كنترل هوشمند بردهايم.
سردار احمديمقدم با بيان اينكه تلاش پليس بر اين است كه رفتار قانوني را در رانندگان نهادينه كند، اظهار داشت: فضاي فرهنگي جامعه بايد به سمت قانونگرايي برود اما طبيعتا براي رفتارسازي بايد از ابزارهاي بازدارنده نيز استفاده كنيم.
وي با بيان اينكه تلاش ميكنيم رودررويي مستقيم پليس و مردم به حداقل كاهش پيدا كند تصريح كرد: طبق اعلام پزشكي قانوني طي دو ماه ابتدايي سال جاري تلفات حوادث رانندگي 13 درصد كاهش داشته است ضمن اينكه در تصادفات نيز با 25 درصد كاهش روبهرو بودهايم.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 19:55  توسط اردبیلی
|
به گزارش بورس نیوز ، مهدي كروبي با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد . كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند . او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود . كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگي دارد . سحام نيوز : مهدي كروبي با نگارش نامه اي به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اعتراض كرد و با صراحت تاكيد كرد كه دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهد کرد . كروبي همچنين اعلام كرد كه براي تغيير وارد عرصه انتخابات شده بود و از مردم عذرخواهي كرد بابت انكه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند . او همچنين با اعتراض به بازداشت هاي گسترده خواستار آزادي تمام زندانيان شده و از مسئولان خواست كه از تمامي انها اعاده حيثيت شود . كروبي اعلام كرد كه در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاكيد كرد كه برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگي دارد . متن كامل نامه به شرح زير است : بسمه تعالی انا لله و انا الیه راجعون ملت بزرگ و فهیم ایران! لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند. پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.» با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم. ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود. آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران. آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛ آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛ آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛ آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛ آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛ آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛ آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛ آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛ آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛ آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛ آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ... با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند! این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟ رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند! به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟ چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.» لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم : 1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم. 2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند. 3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود. 4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد. 5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود. 6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر. 7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است. 8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند. مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند. مهدی کروبی
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 19:53  توسط اردبیلی
|
سایت الف در مقاله ای به تحلیل نقش جناح پیروز در ناآرامی های اخیر پرداخت. سایت الف در مقاله ای باطرح این پرسش "آیا میتوان مسوولیت قانونی یا اخلاقی یا اجتماعی این سوی ماجرا را در حوادث تلخ پس از انتخابات نادیده گرفت؟" به تحلیل نقش جناح پیروز در ناآرامی های اخیر پرداخت. سایت الف نوشت: کوتاه اینکه اگر اقدامات فوق صورت نمیگرفت و تدبیر و درایت بیشتری بخرج میرفت، آیا هزینههای داخلی و خارجی این انتخابات، تا این حد بالا میرفت. چرا ما همواره برای پوشاندن ضعفها و یا مقاصد خاص سیاسی خود، تمامی تقصیرات را به عهده طرف مقابل میگذاریم و خود را پاک و منزه جلوه میدهیم؟ طبیعی است که طرف مقابل ـ اعم از دشمن دانا و یا دوست ناآگاه ـ از ضعفهای شما به بهترین وجه استفاده میکند و یا فضا برای استفاده او فراهم میشود اما واقعیت این است که نباید در تحلیلهای خود نیز دچار توهم شویم و مسوولیتهای این طرف را هم نادیده بگیریم. منبع: خبر 1- اگر در روز مناظره آقایان احمدینژاد و موسوی، رییس جمهور کشور بطور ابتدا به ساکن به طرح اتهاماتی خلاف قانون و اخلاق به آقایان هاشمی و ناطق و اطرافیانشان (بنا به تایید مقام معظم رهبری) نمیپرداخت و آقای موسوی و کروبی نیز برخی بیانصافیها را در مورد دولت فعلی و عملکرد آن بیان نمیکردند، آیا التهاب و تحریک احساسات بوجود میآمد؟ و آیا بخش وسیعی از مردم دچار سردرگمی و تناقض در خصوص عملکرد فسادآلود مسوولان طراز اول کشور میشدند؟ 2. اگر آقای احمدینژاد در مناظرهها، تصویر سیاهی از 24 سال دولتهای زمان امام و رهبری نشان نمیدادند و دولتهای قبلی را متهم به فساد و کمکاری و شکنجهکردن در بنیاد شهید و فرستادن بمب به عربستان نمینمودند، آیا فضای سالمتر و اخلاقیتر در انتخابات نداشتیم و آیا مردمی که پس از انتخابات ـ و شاید بدلیل رویگردانی از رییس جمهور موجود ـ به خیابانها ریختند و اعتراض کردند، باز هم چنین عکسالعملی را نشان میدادند؟ 3. اگر وزارت کشور، تدبیر لازم را برای نحوه اعلام نتایج معمول میداشت و اطلاع رسانی متواضعانه میکرد، برخی از مردم دچار سوءتفاهم برای تقلب میشدند؟ 4. اگر صدا و سیمای ما با چرخشی ناگهانی از یک رویکرد باز و شفاف و آزاد در قبل از انتخابات، به فضای بسیار محدود و بسته و یکطرفه در بعد از روز رایگیری وارد نمیشد و اجازه میداد تا معترضان هم مانند سیل مخالفان آنها، در صدا و سیما حضور پیدا میکردند و دلایل خود را عنوان مینمودند و اگر صدا و سیما بطور یکجانبه، تظاهرات وسیع مردم در تهران (والبته غیرقانونی) را سانسور نمیکرد و حرکت چند بازی خورده خارج و منافق و خرابکار را نشان نمیداد، آیا طرفداران قابل توجه کاندیداهای معترض و مردم دیگر، احساس نوعی خفقان و دروغگویی میکردند؟ 5. اگر وزارت کشور به معترضان اجازه راهپیمایی آرام و حتی در محیطهای محدود را میداد، آیا بیانگر قدرت هاضمه قوی نظام در شنیدن حرفهای مخالفان نبود؟ 6. اگر سایتها و روزنامههای این کاندیداها تعطیل نمیشد، توجه به شایعات و رسانههای دشمن نیز کمتر نمیشد؟ و مردم احساس نمیکردند که علت این برخوردهای شدید با نامزدها و طرفداران آنها چیست؟ 7. اگر نیروهای نظامی و امنیتی، با مردم تظاهر کننده (و نه اغتشاشگران) برخورد مهربانتری داشتند و خشونت روا نمیکردند، آیا در ایجاد ارتباط قوی میان مردم و مسوولان موثرتر نبود؟
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 19:51  توسط اردبیلی
|